بے څےاڵ فړנا










دفتر این وب تا همینجا بود....

دیگه جایی واسه نوشتن نیس.شاید برگردم شایدم نه

اما ج کامنتای smile смайлики смайлыدوسامو میدم

خیلی دوستون دارم..

بابت بی خبر رفتنم ازتون عذر میخوام..مراقب خودتون دلاتون باشین  

هیچی ارزش لحظاتو نداره پس بیخود خرابش نکنین

هیچ وقت خدافظی دوس نداشتم الانم نمیگم

تا بعد بچهاوایسیــــــــنــ

ااهنگم...تقدیم....وشما جیگرا..دس دس برقصینا

| شنبه 1393/03/24| 18:1|sara|



     بی خیــــــــال فقـــــط بخنـــــدین 

                              

آیکون های آقــای ســبیل 

ااבامه פرفا

 


| ادامـه مطلب |
| جمعه 1392/12/23| 0:23|sara|



 

 واسه بیرون اومـدטּاز اون حال

  ریده شدت..

بزن به فاز خریت

 

این روزا خیلی خودمو گم میکنم..

یه جورایی حس و حالم..واسم مبهم میشه..

از بس دنبال خودم گشتم خسته شدم..خیلی خسته..روزام شاید نمیدونم هچ معنایی واسم نداره

جسمو روحم داغون تر از همیشه شده.

.نه اینکه شادی نباشه..نه میخندم اما ته همه خندهام یه تلخی خالصه 100%

اصلا نمیدونم این حسو حالم چیه نمیتونم بفهمش

ارامش مبهمی تو وجودم شبیه هوا ابریه..که خودشو اماده یه باراش میکنه...حس خییلی مزخرفیه ..

خیلی خستم ..بازم به خودم میگم بیخیالو به درک اینام میگذره

دلم فقط به خودت خوشه..خودمو فقط تو دستای تو رها کردم...

دمت گرم ...

 

 

 

| سه شنبه 1392/11/08| 9:36|sara|



بعضی وقتا واسه صدم ثانیه همه چیز جلو چشات صف میبندن

تنها کاری میشه کرد یه مشت بخوابونی رو دلت بگی

مغز خــر خــوردی تو

اونم بدون توجه به حرفات  ثانیهشو بیشترو ..بیشتر

اون موقع پاهام سست میشنو

واسش زانو میزنم

+این روزا هیچی معلوم نیست....

+نمیدونم کدوم معادلس ...

+اما تو وجودم یه چیز مبهمی چنگ میندازه.....

+گذشترو یادم میاره......

هوای قلبم..ابری شده...

خیلی خستم....

دلم واسه روزاییی

تیر میکشه ..که مامانم میومد میگف..کجات اوف شده

بوس کنم خوب میشه...

مامان...اینجام..مرکز تنم این روزا ..میسوزه..بوسات کارساز نیس...

خداجونم...قولم شکست..

خستم..ببخش..تکرار زمانه..انگار فیلم زندگیو هی عقب جلو میزنه

یکی در وجودم..

 

 

| چهارشنبه 1392/09/27| 0:51|sara|



لطفا به من دوباره عاشق شدن نیاموزید
سيرم

من به تنهايي کنار ساحل قدم ميزنم

به تنهايي به ديدن غروب ميروم
به تنهايي تنها ميمانم!

عشق را ميسپارم به چشمان گم شده خود

من شکسته، ديروزم تکه تکه هاي وجودم را با دست خودجمع کردم ،

خراش برداشتم ! چسبی نخواستم گچ گرفتم

تا شايد ديگر هرگز پرواز نکنم اما  شایدهرگز زمين نميخورم

شايد نخندم اما گريه هم نميکنم

شايد جاودانه نشوم ! اما آسوده ميميرم

 قلبم را از جا ميکنم ، چالش ميکنم

شما هم ميتوانيد در مراسم تدفينش شرکت کنيد

فقط لطفا قلبم را ندزديد

من عاشق نميشوم

حتي به قيمت پوسيدن...!

 

+بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی.دلت بگیره ولی دلگیری نکنی.
+
شاکی بشی ولی شکایت نکنی .
+
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن..
+
خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگیری
+
خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری!
+
خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی ....
+حتـــــي عــــــزيـــــــزتـــــــريـــنت بـــاشه..بخوای بزنی به سیمه اخر

+اما تنها چیزی که این چند وقته یاد گرفتم...

+بیخیال دنیا ..ولشکن..به درک....


برچسب‌ها: زندگی با همه ی کاستی هاش بعضی وقتها اونقدر آروم و
| سه شنبه 1392/08/21| 2:11|sara|